گروه‌ها
کاربران
برچسب‌ها
Mojtaba
27 فروردین 1398, 20:53
توسط mobi

زنگ های تفریح و ورزش میدان های مینِ متفاوتی بودند. در زمین بازی بیدار ماندن بخشِ راحت بود. بخشِ سخت مخفی کردن بود. نمیتونستم بذارم پیراهنم کنار بره. نمیتونستم شلوارک بپوشم. زخم ها آژیر خطر بودن چون اگر نشون میدادم ، تعدادِ بیشتری دریافت #cm

Mojtaba

بخضی از کتابی که دارم برای خودم ترجمه میکنم :تعدادِ بیشتری دریافت میکردم. با این حال تو اون زمین بازی و کلاسِ درس میدونستم حداقل برای مدتی امنیت دارم. تنها جایی بود که دستش به من نمیرسید. حداقلاز نظرِ فیزیکی. برادرم هم در کلاسِ ششم هم همین شرایط را داشت. باید زخم های خودش را مخفی و بیخوابی هایش را جبران میکرد. چون زمانی که زنگ آخر میخورد ، زندگی ئه واقعی شروع میشد. مسیرِ ویلیامز¬وایل تا منطقه¬ی مستن ( پا نویس ) در شرقِ بوفالو نیم ساعت طول میکشید اما شاید یک دنیا فاصله داشت

27 فروردین - 20:54 توسط mobi
ghazaali

8 - )

27 فروردین - 22:47
1,249 دنبال کننده

6

نفر این بیپ را پسندیدند
bimo MilaD_iS_BaCk RuSseT Talkh_ 25X ghazaali